هورالعظیم زیر سایه ی سهراب
ایمان کاهکش:صدور مجوز توسعه میدان نفتی سهراب در هورالعظیم طی هفته گذشته بار دیگر زنگ خطر درباره وضعیت محیطزیست خوزستان را به صدا درآورد. استانی که سالهاست همزمان با تبعات استخراج و فرآوری نفت، با آلودگی هوا، آتشسوزیهای گسترده و گردوغبار ناشی از خشکیدگی بخشهایی از تالاب هورالعظیم دستوپنجه نرم میکند.
ایران از جمله کشورهای برخوردار از ذخایر قابلتوجه نفت و گاز است که در کنار منافع اقتصادی حاصل از استخراج این منابع همواره با چالشهای زیستمحیطی ناشی از فعالیتهای نفتی نیز مواجه بوده است. در این میان خوزستان به دلیل تمرکز بخش مهمی از صنایع نفتی کشور سهم بیشتری از این تبعات را متحمل شده است.
این روزها توسعه میدان نفتی سهراب به یکی از تازهترین چالشهای محیطزیستی استان تبدیل شده است. پروژهای که نامش از سال ها قبل مطرح شده از یک سو در محدوده حساس تالاب هورالعظیم و مناطق پیرامونی آن اجرا خواهد شد و از سوی دیگر نگرانیهایی درباره پیامدهای احتمالی آن بر سلامت، معیشت و کیفیت زندگی جوامع محلی و شهروندان خوزستانی ایجاد کرده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده طرح توسعه میدان نفتی سهراب در نیمه شمالی تالاب هورالعظیم با هدف تولید روزانه ۳۰ هزار بشکه نفت خام و در یک دوره ۲۰ ساله اجرا خواهد شد. این پروژه در قالب قراردادهای موسوم به IPC یا قراردادهای جدید نفتی ایران تعریف شده است. قراردادهایی که در چارچوب آنها توجه به برخی معیارها و الزامات بینالمللی از جمله الزامات زیستمحیطی، اجتماعی، بهداشتی و ایمنی مورد تأکید قرار گرفته است.
یکی از اسناد مهم در این چارچوب سند ESHIA است. سندی جامع که ابعاد زیستمحیطی، ایمنی، امنیتی، اجتماعی و بهداشتی یک پروژه را بررسی میکند و پیمانکار را در برابر کارفرما و سازمان حفاظت محیطزیست نسبت به رعایت الزامات تعیینشده متعهد میسازد.
در فرآیند ESHIA به طور کلی سه مرحله اساسی باید طی شود:
مرحله نخست، شناسایی ریسکهاست. مجری پروژه باید پیش از آغاز عملیات و در مرحله تعریف پروژه، ریسکها و مخاطرات احتمالی مرتبط با اجرای آن را شناسایی کند.
مرحله دوم، ارزیابی ریسکهاست. در این مرحله آثار احتمالی پروژه بر محیطزیست بررسی و ارزیابی میشود و راهکارهای کاهش یا کنترل پیامدهای منفی نیز باید ارائه شود.
مرحله سوم، مدیریت ریسک است. این مرحله مجموعهای از اقدامات پیشگیرانه و کنترلی را شامل میشود که هدف آن به حداقل رساندن پیامدهای منفی پروژه و جلوگیری از تبدیل ریسکهای شناساییشده به خسارتهای جبرانناپذیر است.
بنابراین آنچه افکار عمومی، جوامع محلی و فعالان محیطزیست انتظار دارند صرفاً صدور مجوز یا تدوین اسناد و تعهدات نیست. بلکه نظارت مستمر، شفاف و قابل سنجش بر اجرای دقیق این تعهدات است.
در نسل جدید قراردادهای IPC نیز بر تهیه دستورالعملهای دقیق برای رعایت استانداردهای ESHIA و نظارت بر اجرای آنها تأکید شده است. موضوعی که حوزههایی همچون آلودگی هوا، حفاظت از منابع آب زیرزمینی، مدیریت پسماند، آثار پروژه بر زندگی جوامع محلی، جبران خسارتهای ناشی از عملیات نفتی، حفاظت از گیاهان و حیاتوحش، صیانت از اماکن تاریخی و فرهنگی و همچنین جبران خسارت و اسکان مجدد جوامع محلی را دربرمیگیرد.
از این منظر شفافیت درباره ابعاد طرح توسعه میدان نفتی سهراب و نحوه اجرای الزامات زیستمحیطی آن یک مطالبه جدی است. جوامع محلی، متخصصان، تشکلهای محیطزیستی و افکار عمومی حق دارند بدانند چه تضمینهایی برای حفاظت از هورالعظیم در نظر گرفته شده و چه سازوکار مستقلی برای نظارت بر اجرای این تعهدات وجود دارد.
متولیان محیطزیست اعلام کردهاند که برای میدان نفتی سهراب سختگیرانهترین الزامات زیستمحیطی اعمال شده و مجوز توسعه نیز مشروط به رعایت ضوابط صادر شده است. اما پرسش اصلی دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود:
اگر در آینده اجرای این پروژه به آلودگی هوا، آسیب به منابع آب زیرزمینی، لطمه به معیشت و زندگی جوامع محلی، تخریب زیستگاهها و حیاتوحش یا دیگر پیامدهای زیانبار برای هورالعظیم منجر شود چه کسی پاسخگو خواهد بود؟
اگر بخشی از تعهدات زیستمحیطی مندرج در قرارداد اجرا نشود سازوکار برخورد با متخلف چیست؟ مسئول نظارت بر حسن انجام کارها کیست؟ و مهمتر از همه آیا امکان توقف یا اصلاح فعالیتهایی که به محیطزیست آسیب میزنند پیشبینی شده است؟
تجربه سالهای گذشته خوزستان نشان داده است که بخش مهمی از بحرانهای زیستمحیطی امروز، نتیجه فاصله میان قانون، تعهد و اجرا است. تعهداتی که گاه روی کاغذ باقی ماندهاند و زمانی که آثار تخریب آشکار شده فرصت جبران از دست رفته است.
حالا سهراب به آزمونی جدی برای میزان پایبندی به تعهدات زیستمحیطی بدل شده است. آزمونی که نتیجه آن را نه در اسناد و وعدهها بلکه در آینده هورالعظیم و زندگی مردم منطقه باید دید.

